• بازگشت به صفحه اصلی
  • zondag 16 december 2007

    نامه به جوانانيكه پارلمان آينده كشور را تمثيل ميكنند

    نامه به جوانانيكه پارلمان آيندهكشور را تمثيل ميكنند

    برادر عزيز ..... السلام و عليكم . اميدوارم كه سلام و احترامات مرا به نمايندگي از دوستان اينجائي به حضور تمام جوانان با احساس كه پارلمان
    آينده كشور را تمثيل ميكنند برسانيد .
    از ايميل شما يكجهان ممنون و سپاسگذاري ميكنم . آرزو هاييكه نسبت به روند ايجاد اتحاد در بين تورك تباران افغانستان بمثابه تخته خيز بسوي وحدت ملي جمله اقوام ساكن كشور ارائه نموديد قابل قدر بوده و مختصرآ به حضور شما و ديگر جوانان به عرض ميرسانم كه كار جدي بالاي اين طرح جريان دارد و از هرنوع جزئيات پروسه شمايان به وقت مناسب در جريان گذاشته خواهيد شد . اما فعلآ نسبت عدم همآهنگي كامل در بين فعالين در اروپا ، امريكا ، كانادا ، آسترليا ، تركيه ، داخل افغانستان و كشور هاي ديگر براي دعوت قورلتاي “كنگره موًسس” شوراي فرهنگي توركتباران ، بيشترين فشار كار بالاي چند نفر محدود از جمله خودم ميباشد و به اين سبب هم من نميتوانم با هريك از دوستان عزيز در ميمنه تماس جداگانه بگيرم بنآ اميدوار هستم كه مرا درك كنند و اين مشكلات بزودي مرفوع خواهد شد .
    در موضوع كنفرانس “پارلمان جوانان” كه شما لطف نموده و بامن درميان گذاشتيد بايد گفت كه : من دقيقآ نميدانم كه محتواي كار كنفرانس از چه قرار خواهد بود و كار در امور جوانان شوراي فرهنگي تورك تباران نيز بشكل منسجم پلانيزه نشده است كه آنرا به خدمت شما گسيل نمايم زيراكه منتظر دعوت شوراي تدارك ميباشيم كه انشاالله در آينده ها بزودی تدوير خواهد شد .
    ولي مجموعآ خواسته هاييكه براي ما و شما و ساير اقوام تحت استبداد در اولويت قرار دارد ، ميتوان قرار ذيل مختصرآ و عجالتآ در هر سطوح مختلف تمثيل شود :
    در عرصه سياسي :
    الف - تمثيل اولويت بخشيدن در راه انتخابي بودن والي ها توسط يك وكيل پارلمان از اهميت حياتي برخوردار است ، شما ميتوانيد تمثيل نمائيد كه در تمام كشور هاي جهان روئساي قدرت محلي مانند والي ها ، ولسوال ها ، شاروال ها وغيره قدرت هاي محلي انتخابي ميباشند .
    از چند جهت ما ميتوانيم استدلال كنيم كه يك والي انتخابي نسبت به يك والي انتصابي به مراتب موًثر تر ، عدالتخواهانه تر ، دموكراسي تر و مردمي ترميباشد :
    به نسبت اينكه يك والي انتخابي توسط مردم در نزد مردم جوابده بوده و مسوليت دارد ، درحاليكه يك والي انتصابي توسط مركز در چهره ابتكار وزير داخله يعني تحت تآثيرات مستقيم وزير داخله ، در نزد مردم خود را مسول احساس نميكند و فكر ميكند كه او توسط رئيس جمهور و وزير داخله گماشته شده است و تنها به نزد آنها مسوليت دارد .
    يك والي انتخابي ممثل واقعي نمايندگي مردم است ، آنچه سيستم دموكراسي واقعي از ما ميطلبد اما يك والي انتصابي چهره تمركز استبدادي قدرت را نمايان و تمثيل ميكند و نميگذارد كه جوانه هاي دموكراسي در محلات رشد قانونمند خود را بپيمايد .
    درصورت انتخابي بودن والي مردم عملآ در قدرت سياسي سهيم ميشوند و خود را به دولت نزديكتر احساس مينمايند .
    شانس يك والي انتخابي در قانون شكني ، رشوت خوري ، مردم آزاري كاملآ اندك و حتي هيچ ميباشد .اما يك والي انتصابي هميشه چنين بوده است يعني غيرمسًول مقتدر ، رشوت خور ، مردم آزار ، قانون شكن .
    بالآخره والي هاي انتخابي امتحان خود را به نزد مردم و جامعه گذشتانده كه كه غيرقابل قبول و غير قابل تحمل ميباشند .بايد صفحه جديدي در اداره امور محلات باز گردد كه به خير مردم و جامعه باشد .
    با انتصابي بودن والي ها دولت هيچگاه موفق نخواهد شد كه نفوذ واقعي خود را در محلات گسترش دهد وبكار گيري زور استبداد را در جامعه ميكشاند . ده ها محسنات ديگري در انتخابي بودن والي ها نهفته است كه همه آنها را طي يك نامه مشكل است كه شرح داد .
    ب - صلاحيت اجرائيوي و تقنيني در سطح محلات مطابق به قانون اساسي مركزي ويا به عباره ديگر صلاحيت هاي اجرائيوي و تقنيني داخل ولايتي كه مناقض قانون اساسي مركزي نباشد .
    قسميكه ميدانيم ، شورا هاي ولايتي با صلاحيت مشورتي مانند امروز در اكثريت قوانين اساسي گذشته نيز تسجيل يافته بود . چون اينگونه شورا ها موًثر نبود بنآ در گذشته ها عملي نشد اما اين بار دفعه اول است كه شورا هاي ولايتي عملآ عرض وجود كرد ولي قسميكه ديده ميشود فعاليت هاي آنها غير موًثر و غير تعيين كننده در حيات اجتماع باقي مانده است . به اين سبب اولويت شورا هاي با صلاحيت محلي را در بستر يك پرسش مثال گونه بسيار ساده ميتوان توضيح كرد :
    اگر در يك ولايت مناسبات اقتصادي ، اجتماعي ، كلتوري و فرهنگي توسط قوانين مصوبه شوراي ولايتي همان ولايت ترتيب و تنظيم گردد كه مناقض و مغاير نفس و روحيه قانون اساسي مركزي نباشد ، براي كي ملال آور خواهد بود ؟ مسلمآ به نقص هيچ كسي ، هيچ قومي ، هيچ ارگاني تمام نخواهد شد .
    اوضاع مناسبات اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي توسط شوراي ولايتي با صلاحيت كه از مردم همان ولايت انتخاب گرديده اند ، بهتر وارسي ، ترتيب و تنظيم خواهد شد نسبت به اينكه از مركز با عدم شناخت كافي مناسبات منطقوي براي تنظيم امور امر صادر شود .
    بلي ! اين امر مستلزم تعديلات در قانون اساسي است ولي اين مسئله حق مسلم تمام مردم افغانستان است كه نورم هاي دموكراسي را بازتاب ميدهد بايد بخاطر بدست آوردن اين حق مبارزه شود و در هرجا اين مسئله بطور جدي مطرح وتوسط شما جوانان در “پارلمان جوانان” تمثيل شود .
    در عرصه اجتماعي و فرهنگي :
    الف - مسئله زبان ، توجيه ، تفسير و تطبيق درست و عادلانه وبرحق ماده شانزدهم قانون اساسي است .
    به اين مفهوم كه همگي بايد بدانند و آگاه باشند كه زبانهاي مندرج غير دري و پشتو در ماده شانزدهم قانون اساسي كشور ، در سطح كشور ، زبانهاي سوم هستند ولي در سطح مناطقيكه اكثريت مردم به يكي ازين زبانهاي محلي صحبت ميكنند ، زبان دوم ميباشد .
    يعني در مناطق تورك نشين كشور كه زبان دري مورد كاربرد دارد ، مردم آن مناطق مجبور نيستند كه بغير از زبان خود دو زبان دولتي را تطبيق نمايند بلكه در پهلوي زبان خود يك زبان ديگر كه عبارت از لسان دري ميباشد در امور اداره ، تحصيلات ، منابع اطلاعاتي وغيره امور اجتماعي فرهنگي بكار ميبرند اما زبان دومي دولتي “پشتو” منحيث زبان رسمي كشور ميتواند به صفت يك مضمون در نساب تعليمي شامل ساخته شود .
    و همچنان در مناطقيكه در پهلوي زبان محلي ، زبان پشتو مورد پسند است ، درينصورت مردم منطقه زبان خود را در پهلوي زبان پشتو استفاده نموده و رشد ميدهند ولي زبان “دري” به حيث زبان رسمي كشور در نساب تعليمي داخل ميگردد . اين تجربه به ديگر كشور هاي كثيرالاقوامي نيز نتايج مطلوب داشته است .
    ب - موضوع نگهباني از آثار وعابدات تاريخي كه در حالت بسيار بد قرار دارد وخطر جدي نابودي آنها محتمل است ، بايد تحت پوشش جدي قانون قرار گرفته و از آنها محافظت گردد واين موضوع ايجاب ميكند كه نورم هاي جدي قانوني توسط پارلمان توليد شود . اين مسئله ديگريست كه ميتواند توسط جوانان تمثيل و توجه عامه اعم از دولت و مردم جلب گردد .
    اينك در چهار نقطه فوق الذكر كه مهم وحياتي در زندگي سياسي ، اجتماعي و فرهنگي شمرده ميشود ، بطور موجز و فشرده بيان گرديد كه توجه جوانان اشتراك كننده “پارلمان جوانان” به آنها معطوف شود .
    البته تفصيل موضوعات فوقآ بيان شده را ميتوانيد در سايت من
    www.drfaryabi.blogspot.com دريابيد .
    به آرزوي موًفقيت شما جوانان
    داكترهمت فاريابي
    چهاردهم دسامبر 2007 ميلادي

    Geen opmerkingen:

  • بازگشت به صفحه اصلی
  •